پنجشنبه بیست و دوم دی 1384
بعصی وقتا که یه مشکلی داری ، دلت می خواد با کسی درد و دل کنی اما کسی رو که بتونه تو رو بفهمه پیدا نمیکنی . کسی که بتونه راهنماییت کنه . کسی که حداقل بتونه آرومت کنه . پیدا نمی کنی . مخصوصا اگه مشکلت اعتیاد باشه . اون وقته که یه معتاد توی یه خانواده ، زندگی همه افراد خانواده رو تحت تاثیر قرار میده . اون وقته که دیگه اعتقاد پیدا می کنی که این بلای خانمان سوز ، لاعلاجه . اون وقته که دیگه احساس می کنی چیزی توی این دنیا خوشحالت نمی کنه . اون وقته که افسره می شی . اون وقته که دیگه نمی تونی قشنگیا رو ببینی . اون وقته که فکر می کنی همه درای دنیا بروت بستن . اون وقته که .....
اما بعضی وقتا در اوج غم و اندوه و نا امیدی یه روزنه امید بروت باز می شه . مثلا عضو یه گروه می شی که همه اون آدما یه زمانی اعتیاد داشتن ، حالا ترک کردن و منتظر معتادای به آخر خط رسیده هستن ، که به اونا هم کمک کنن . این خیلی خوبه مگه نه ؟؟؟ چون حتی خانواده های اون معتادا بهتر می تونن هم و بفهمن . حداقل برای
emotional supportاما اینم زمانی نتیجه می ده که خود معتاد راضی به ترک باشه . اگه خودش نخواد ، خدا هم از اون بالا ( استغفر الله ) بیاد پائین ترک بکن نیست . این یه واقعیته . یه واقعیت خیلی تلخ . که توی کل دنیا همینه .
چیزی که برای من عجیبه اینه که چرا دولت برای این معضل کاری نمیکنه ؟؟؟؟ حالا که دیگه همه جوونا رو آلوده کرده ، حالا که دیگه همه مخا رو از بین برده ، حالا که دیگه جوونی واسه دفاع از این مرز و بوم نمونده ، حالاکه دیگه به هدفشون رسیدن ، حالا دیگه چرا کاری نمیکنن ؟؟؟ تنها کار مثبتشون این بوده که هر چند وقت یه بار توی یه سری مواد سیانور میریزن و بعضیا رو می کشن .
امام خمینی خدا بیامرز حق داشته که می گفته : اگه دانشگا ها اصلاح بشن مملکت اصلاح می شه . الان بیشتر دانشجوها معتادن . بیشتر فسادا از دانشگاهاست . البته ما بحثمون الان دانشگاها نیستن . یه دفعه اومد تو ذهنم .
جالب تر اینه که چند وقت یه بار میریزن تو خیابون و یه سری معتاد و جمع می کنن . برای هر کدوم مدتی می برن و می فرستنشون ندامتگاه ( زندان ) .
بعد جالب تر اینه که بعضی خانواده ها فکر می کنن اگه برن اونجا بهتره . غافل از اینکه بیشترین مواد داخل زندانای ما رد و بدل میشه . واقعا خودمون و کشتیم با این مملکتمون . می دونین توی زندان مواد خریدن مثل بیرون نیست یعنی با پول انجام نمیشه . با جنس انجام میشه . یعنی مثلا یه نفر که مواد داره ، یه ذره تریاک میده چند تا تن ماهی میگیره . آره دیگه اینطوریه .....
البته من معتاد نیستمااااااااااااا .
خدا ایشالا همه معتادا رو نجات بده .
O'God
Give me a tranquility to accept the things that i can't change them
A dare to change the things that i can
and a knowledgeto know , diffrence between this two sentences
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384
نجات
چند وقت پیش با یکی از کسایی صحبت میکردم که الان سومین سالی هستش که ترک کرده . میگفت : من زمانی که مواد مصرف می کردم برای تهیه مواد به هر کاری دست میزدم . مثلا کاری می کردم که پسر 6 سالم تصادف کنه و من از اون صاحب ماشین دیه بگیرم و خرج خودم بکنم . میگفت : من فکر میکنم خدا بچه من و خیلی دوست داشته که کمک کرد تا هیچ وقت ماشینی بهش نزنه .
شخص دیگه ای میگفت : من موقع مصرف مواد خدا خدا میکردم که زنم طلاق بگیره و بچه ها رو برداره بره تا من بتونم وسایل خونه رو بفروشم و مواد بگیرم .
و بعضی هم میگفتن : ما برای تهیه مواد یا خود فروشی میکردیم یا ناموسمون و می فروختیم تا بتونیم مواد تهیه کنیم .
بعضی ها هم که بچه مایه دار بودن و پول تهیه رو داشتن اما دیگه بدنشون جواب نمیداد . یکی از همین بچه مایه دارا میگفت من روزی 50 هزار تومن به خودم تزریق میکردم . اما خوب دیگه بدنم جواب نمی داد . میگفت واقعا به آخر خط رسیده بودم . میگفت الان نجات پیدا کردم .
نکته جالب برای من اینه که این جور آدما به محض اینکه مصرف مواد رو قطع میکنن ء هیکلشون رو فرم میاد و مغزشون شروع به کار میکنه .
همه این آدما بدون استثنا میگفتن که : ما زمان مصرف اصلا قبول نداشتیم که معتاد هستیم . هر کس که به ما میگفت معتاد بهمون بر می خورد . همه این آدما میگفتن که ما وقتی مصرف مواد رو شروع کردیم ء فکر میکردیم همه معتاد میشن ء بجز من .
امیدوارم خدا همشون و نجات بده .
جمعه هجدهم آذر 1384
سانسکریت
امروز را دریاب
که این زندگی است و جوهر حیات ،
در طول مدت زمان کوتاه آن ، تمامی واقعیت های زندگی ما گنجانده
شده است :
موهبت رشد ،
شکوه جنبش ،
و جلال زیبائی .
آری دیروز جز خاطره ای بیش نیست
و فردا فقط یک رویاست .
اما اگر امروز را خوب زندگی کنی ،
تمام دیروز هایت به خاطره ای خوش
و تمام فرداهایت به رویاهای امید تبدیل خواهد شد .
بنابراین امروز را خوب دریاب ،
امروز ، سر آغاز طلوع است .
دوشنبه چهاردهم آذر 1384
سلام ...
نمی دونم چرا هیچ کس انتقاد یا پیشنهادی نداد ... فعلا این و داشته باشید تا بعد ...![]()
به نظر من همه ما به نوعی معتاد هستیم ... همه ما عادتهایی داریم که معتاد محسوب میشیم اما خوب بعضی اعتیادا خوبه . مثلا کسی که به هر روز صدقه دادن اعتیاد داره این یه اعتیاد خوبه یا خیلی عادتهای خوبه دیگه وجود داره .
در کنار این عادتهای خوب عادتهای بدی هم وجود داره اما قابل حله .
یه نوع اعتیاد وجود داره که واقعا خانمان سوزه ... اعتیاد به مواد مخدر ... خود من وقتی بچه بودم معنی خانمان سوز و نمی فهمیدم اما حالا کاملا فهمیدم ... الان خانواده هایی که معتاد ندارن نمی فهمن یعنی چی . و خدا نکنه کسی معتادی توی خانوادشون داشته باشه .
اعتیاد با یه سیگار شروع میشه بعد میشه تریاک بعد مشروب بعد حشیش بعد هروئین بعد قرص و در نهایت به تزریق ختم میشه . تزریق کردن آخرین مرحله زندگی یه معتاده ... یعنی وقتی تزریق شروع شد ، معتاد دو راه بیشتر نداره یا مرگ یا نجات ... توی دوران تزریق معتاد هر ثانیه به مرگش نزدیک و نزدیک تر میشه .
یه معتاد زمانی حاضر به ترک میشه که واقعا به آخر خط رسیده باشه ... یعنی واقعا سرش به سنگ بخوره ... پس اگه معتادی دارین که حاضر به ترک نیست بدونین که هنوز به آخر خط نرسیده ...
فعلا یا حق .
چهارشنبه نهم آذر 1384
NA
سلام ... نظزتون راجع به این چیه ؟؟
خداوندا ، به من شهامتی عطا فرما تا آنچه را
که نمی توانم تغییر دهم بپذیرم .
توانی عطا فرما تا آنچه را که می توانم ، تغییر دهم
و خردی که تفاوت بین این دو را درک کنم .
یا حق .![]()
چهارشنبه نهم آذر 1384
انتقاد می پذیریم
سلام به همه دوستای خوب و دوست داشتنی .
می دونین من خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دلم می خواد یه وبلاگ متفاوت داشته باشم یعنی نه درباره سیاست باشه نه اقتصاد نه فقر نه مسئله انرژی هسته ای باشه و نه در باب عشق و عاشقی و فراق و وصال باشه ... می خوام در عین حال که متفاوت باشه ، مفید هم باشه ... راستش من تا حالا راجع به اعتیاد وبلاگی ندیدم به همین خاطر می خوام راجع به این بلای خانمان سوز یه وبلاگ توپ داشته باشم البته تو این زمینه به کمک همه شما نیاز دارم به کمک همه شمایی که دوستان من هستید و به کمک همه شماهایی که قراره بعدا دوست من باشید . پس هر نوع نظر ، انتقاد ، پیشنها د که میتونه تو این زمینه به من کمک کنه از من دریغ نکنید ... منتظرتون هستم .
فعلا یا حق .![]()
چهارشنبه نهم آذر 1384
تازه وارد
سلام به همه بر و بچزه خوب و دوست داشتنی ... بالاخره منم وبلاگ دار شدم (
lol ) ... خوشحالید ؟؟ در پوست خود نمیگنجید ؟؟؟ ( lol ) باشه نگنجید ...البته من اصلا قصد وبلاگ دار شدن ، نداشتم اما خوب دوستان زیاد اصرار داشتن ... آخه اصلی ترین دلیل داشتن یک وبلاگ اینه که ، حداقل یه حرفی واسه گفتن داشته باشید که من ندارم ... اما خوب واسه کلاس گذاشتنم خوبه دیگه ... خوب ؟ حالا چی بگم ؟؟؟
از اقتصاد بگم ؟؟؟ مگه من اقتصاد دانم ؟؟؟ از سیاست بگم ؟؟؟ مگه من سیاسی ام ؟؟؟ از آرت بگم ؟؟؟ مگه من آرتیستم ؟؟؟ از عشق بگم ؟؟؟ اما من که عاشق نیستم ؟؟؟ از مشکلات جامعه بگم ؟؟؟ به من چه ؟؟؟ مگه من فضولم ؟؟؟ آقای احمدی نژاد همه چیز و حل میکنه (
looooool ) .نه شوخی کردم ... منتظر آپای بعدی باشید ... خدانگهدار .![]()
![]()